وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود
کلیات سعدی — مواعظ
وقت آنست که ضعف آید و نیرو برودقدرت از منطق شیرین سخنگو برود
ناگهی باد خزان آید و این رونق و آبکه تو میبینی ازین گلبن خوشبو برود
پایم از قوت رفتار فرو خواهد ماندخنک آنکس که حذر گیرد و نیکو برود
تا بروزی که بجوی شده بازآید آبیعلمالله که اگر گریه کنم جو برود
من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست؟اهرمن را که گذارد که بمینو برود؟
سعیم اینست که در آتش اندیشه چو عودخویشتن سوختهام تا بجهان بو برود
همه سرمایهٔ سعدی سخن شیرین بودوین ازو ماند ندانم که چه با او برود
بچه کار آیدم این شعر و بلاغت که چو عودعمرها سوختهام تا بجهان بود برود
Comments
Loading comments…